حمام بازار تسوج در استان آذربایجان شرقی شهرستان شبستر
در استان آذربایجان شرقی، شهرستان شبستر، شهر تسوج یک بنای قدیمی هست که خیلیها آن را نه فقط یک گرمابه، بلکه بخشی از حافظه شهر میدانند: حمام بازار تسوج. این حمام عمومی در دل بافت بازار جا خوش کرده و درست کنار مسجد جامع و بازار قدیمی، آن سهگانه آشنای «مسجد، حمام، بازار» را کامل میکند؛ ترکیبی که به یک محله جان میداد و رفتوآمد روزمره مردم را با آیین پاکیزگی و معاش گره میزد. درباره قدمت حمام بازار تسوج، برخی کارشناسان میراث فرهنگی از پیشینهای بیش از هفتصد سال سخن گفتهاند؛ عددی که اگرچه به روایتها وابسته است، اما با حالوهوای کهنه دیوارها و لایههای تاریخی بنا بیراه به نظر نمیرسد.
تاریخچه حمام بازار تسوج شبستر | از صفویه تا قاجار
روایت محلی میگوید حمام بازار تسوج در دوره سلطنت فتحعلیشاه قاجار، به همت مردم کوچه حصار و با کمک «آقا نبی» که از مهاجران و تبعیدیهای شیراز به تسوج بوده، در بخش غربی بازار ساخته یا بازسازی شده است. همین همجواریِ نزدیک حمام با مسجد جامع تسوج—که تاریخ ساخت آن را به دوره صفویه نسبت میدهند—سبب شده گروهی از پژوهشگران، ریشه اصلی این حمام را نیز صفوی بدانند؛ گویی بنا در گذر زمان، بارها ترمیم شده اما استخوانبندی هویت خود را حفظ کرده است. حتی در جنوبغربی ساختمان، بخشی دیده میشود که آجرها و سنگهایش نشانههایی از قدمت بسیار بیشتر را در خود دارد و این احتمال را زنده میکند که پیش از شکلگیری حمام امروزی، سازه یا بقایایی در همان نقطه وجود داشته است.
معماری حمام بازار تسوج آذربایجان شرقی | پایینتر از گذر
حمام بازار تسوج مانند بسیاری از حمامهای تاریخی ایران، پایینتر از سطح معابر اطراف ساخته شده است؛ بهگونهای که برای رسیدن به حوضها و محلهای شستوشو باید حدود ۳۰ پله به سمت پایین رفت، انگار شهر را پشت سر میگذارید و وارد دنیایی گرمتر و آرامتر میشوید. ورودی حمام، فرم مکعبمستطیل دارد و از بیرون هم قابل تشخیص است؛ در نمای خارجی، دو گنبد بزرگ دیده میشود که به فضاهای گرمخانه مربوطاند و از دور، نشانی از کارکرد بنا میدهند. در داخل، طاقها و گنبدها چنان کنار هم نشستهاند که حتی اگر برای اولینبار وارد شوید، چشمتان ناخواسته دنبال قوسها و نورگیرها راه میافتد.
پلان مثلثی و مصالح صفوی در حمام بازار تسوج شبستر
پلان حمام بازار تسوج مثلثی توصیف شده و در آن از مصالح و شیوههایی یاد میشود که به دوره صفوی نسبت دادهاند؛ ترکیبی از سنگ و آجرهای خاص که به بنا شخصیت میدهد، حتی اگر از نظر تجهیزات معماریِ ویژه، پرزرقوبرق نباشد. ارزش این حمام بیشتر در قدمت، کارکرد اجتماعی و قرار گرفتن در قلب بازار تاریخی تسوج است؛ جایی که هر کدام از فضاها، ردپای زندگی روزانه مردم را در خود نگه داشتهاند.

سیستم گرم کردن آب حمام بازار تسوج | مخزن و کوره
آب حمام بازار تسوج با کمک مخزنی بزرگ در بیرون از حمام گرم میشد و کوره، موتور پنهان این زندگی روزانه بود. سوخت در گذشته بیشتر هیزم، زغال و تفالههای حیوانی بوده و بعدها برای روشن نگه داشتن آتش، از گازوئیل و نفت سیاه هم استفاده میکردند؛ تغییر سوختها، نشانهای از تغییر زمانه است، اما نیاز مردم به یک حمام فعال در دل بازار، همان نیاز همیشگی باقی مانده است.
خزینه حمام بازار تسوج | تیان مسی و آیین نظافت
خزینه حمام بازار تسوج تقریباً طولی نزدیک به هفت متر، عرضی حدود چهار متر و عمقی در حدود یکونیم متر داشته است. در گوشه خزینه، دیگ مسی بزرگی به نام «تیان» قرار میگرفت؛ قلب گرمکننده حمام که زیر آن خار و گون میسوزاندند تا آب کمکم گرم و آماده استفاده شود. رسم این بوده که هر مشتری یک بار در آغاز حضور و یک بار در پایان استحمام وارد خزینه شود و با همین رفتوبرگشت، استحمام را به پایان برساند. برای کم کردن گلولای و رسوبات تهنشینشده، روزی یک یا دو بار خزینه را با جارویی از شاخههای زالزالک و با کمک کوزهای تمیز میکردند؛ کاری ساده اما ضروری که کیفیت آب را بهتر میکرد. مسئول روشن نگه داشتن کوره نیز نیمهشب به حمام میآمد تا پیش از رسیدن مردم، آب گرم آماده باشد و صبح بازار، با بخار و گرما شروع شود.
پایان کار خزینه در حمام بازار تسوج
در حدود هفتاد سال، تپش اصلی حمام بازار تسوج با «خزینه» میزد؛ جایی که بخار و گرما، روایت روزمره مردم را شکل میداد و هر کس خاطرهای از آن داشت. اما از دهه چهل شمسی، همزمان با گسترش لولهکشی آب آشامیدنی و با وجود برخی مخالفتهای تعصبی، خزینه کمکم از چرخه استفاده کنار رفت و جای خود را به دوشهای بهداشتی داد؛ تغییری که فقط فنی نبود و بخشی از سبک زندگی شهر را آرامآرام دگرگون کرد.
سوخت خزینه حمام بازار تسوج | خار و گون و هیزم
گرداندن خزینه، فقط روشن کردن آتش نبود؛ یک زنجیره اقتصادی پشت آن نفس میکشید. سهامداران و گردانندگان حمام هر روز خار و خاشاک و گون و هیزمی را که برخی شهروندان از دشتها و صحراهای اطراف جمع میکردند، میخریدند و همان را سوخت اصلی خزینه قرار میدادند؛ تا جایی که گفته میشد درآمد اصلی بیش از سی خانوار از فروش خار و گون به همین حمام تأمین میشد و خزینه، ناخواسته به موتور کوچکِ معیشتِ بخشی از شهر تبدیل شده بود.
منبع آب خزینه حمام بازار تسوج | قنات خانقاه
آب خزینه از قناتی به نام «خانقاه» به حمام بازار تسوج میرسید؛ آبی که روزانه تنها یک تا دو ساعت فرصت داشت از مسیر جوی شهری عبور کند و پس از پیمودن حدود یک کیلومتر، خود را به حمام برساند. مشکل از همانجا آغاز میشد که این جوی از مقابل مغازهها و خانههای مسکونی عبور میکرد و زباله و فاضلاب شهری به آن راه مییافت و آب را غیربهداشتی میکرد، تا اینکه در سال ۱۳۳۳ با لولههای سفالی، مسیر قنات تا حمام کانالکشی شد و آب در مسیرِ رسیدن، کمتر در معرض آلودگی قرار گرفت.

گذار از خزینه به دوش | راهاندازی سیستم نمره در تسوج
چند سال بعد، در حدود دهه ۱۳۴۰، استفاده از خزینه به دلیل نگرانیهای بهداشتی بهطور کامل کنار گذاشته شد و به جای آن، با لولهکشیهای مجهز، «سیستم نمره» راه افتاد؛ تغییری که حمام را از یک فضای مبتنی بر خزینه مشترک، به شکل تازهای از استحمام با نظم جدید و امکانات بهداشتیتر رساند.
افول رونق حمام بازار تسوج | از دهه هفتاد تا گازرسانی
با وجود نصب سیستم جدید، حمام بازار تسوج چند دهه بعد همچنان فعال بود و تا اواسط دهه هفتاد دوام آورد، اما رواج حمامهای خانگی و توجه به قدمت تاریخی بنا، رونق گذشته را از آن گرفت. وقتی مراجعهکنندگان کمتر شدند، روشن نگه داشتن مخزن سوختِ یک حمام بزرگ برای شمار اندکی از شهروندان دیگر صرفه اقتصادی نداشت، هرچند در سال ۱۳۷۴ و همزمان با اجرای طرح لولهکشی گاز شهری به تسوج، این حمام نیز از گاز بهرهمند شد.
برنامه کاری حمام بازار تسوج | شیفت آقایان و بانوان
پیش از آنکه حمام بازار تسوج از رونق بیفتد، برنامهای منظم و دقیق بر آن حاکم بود؛ معمولاً از یکی دو ساعت قبل از طلوع آفتاب تا ساعت ۸ صبح نوبت آقایان بود، از ۸ صبح تا ۱۴ بعد از ظهر حمام به خانمها اختصاص داشت و از ساعت ۱۵ تا ۱۹ دوباره شیفت آقایان آغاز میشد. همین زمانبندی، حمام را به نهادی منظم در زندگی روزانه شهر تبدیل کرده بود؛ نهادی که مردم ساعتهایشان را با آن تنظیم میکردند.
حمام بازار تسوج | مرکز تجمع و تبادل خبر در شهر
در روزگاری که حمام خانگی هنوز فراگیر نشده بود، حمام بازار تسوج فقط محل شستوشو نبود؛ یکی از بزرگترین مرکزهای تجمع شهر بهشمار میآمد. همانطور که مسجد و بازار ستونهای ارتباطات انسانی بودند، این حمام نیز با قدرتی کمنظیر، نقش انتقال خبر و تبادل اطلاعات را ایفا میکرد و هنوز هم قدیمیهای شهر از اثرگذاری گفتگوها و خبررسانی در این فضا به نیکی یاد میکنند.
نقش اجتماعی حمام بازار تسوج | از ازدواج تا معامله
در نشستهای چندساعته حمام بازار تسوج، از قولوقرارهای ازدواج گرفته تا مبادله خشکبار، سهام آب و محصولات کشاورزی شکل میگرفت. خبرِ وضعیت جسمانی و مالی افراد، سفرها و زیارتها، اتفاقات و رویدادها و خلاصه نبض یک شهر، در یک نیمروز میان دهها نفر میچرخید و بعد بهصورت زنجیرهای میان هزاران نفر پخش میشد؛ سازوکاری که امروز شاید نمونهاش را در رسانهها و شبکههای مجازی ببینیم، اما آن روزها در گرمای حمام، با زبان مردم و اعتماد چهرهبهچهره جریان داشت.
بخشهای مختلف حمام بزرگ بازار تسوج در استان آذربایجان شرقی، شهرستان شبستر
حمام بزرگ بازار تسوج در استان آذربایجان شرقی، شهرستان شبستر، مثل یک داستان قدیمیِ چندپردهای ساخته شده بود؛ بنایی که هر قسمت آن کارکردی جدا داشت و قدمبهقدم، بدن و ذهن حمامکننده را از سرمای کوچههای بازار به گرمای درون حمام میرساند و دوباره با همان حسابوکتاب، او را آماده بازگشت به بیرون میکرد.
ورودی و دالان حمام بازار تسوج | تنظیم دمای بدن
پرده اول از ورودی آغاز میشد؛ جایی که پس از گذشتن از دالانی فراخ با طولی نزدیک به ده متر، به راهپلهای میرسیدید که شما را به فضای داخلی هدایت میکرد. تعداد پلهها در دورههای مختلف تغییر کرده بود، اما آنچه بیشتر به چشم میآمد، ارتفاع غیرمعمول پلهها بود؛ چیزی شبیه بیست پله که هر کدام تقریباً دو برابر پلههای امروزی ارتفاع داشتند. همین بخش هنگام خروج نقشی حساس پیدا میکرد؛ زیرا قرار نبود کسی با تنِ داغ از گرمای حمام، ناگهان به هوای سرد بیرون پرتاب شود. این ورودی در حقیقت نقش «اتاقکِ گذار» را بازی میکرد تا دمای بدن آهسته پایین بیاید و خطر سرماخوردن و بیمار شدن کمتر شود؛ نشانهای از دقت معماران قدیم حمام بازار تسوج به جزئیات زندگی روزمره.
سربینه و تعویض لباس در حمام بزرگ بازار تسوج | سکوها و شاهنشین
بعد از پلهها، وارد بخش تعویض لباس میشدید؛ سالنی با سکوهای بزرگ که از تختهای چوبی یا سنگی و بتن ساخته شده بودند. هر نفر جای خود را روی سکو پیدا میکرد، لباسها را عوض میکرد و کفشها را معمولاً زیر میزها میگذاشت. نزدیک ورودی این بخش، حمامی مینشست و پول استحمام را میگرفت؛ و همینجا، نظم اجتماعی شهر هم خودش را نشان میداد: افراد متمول و اشراف معمولاً در شاهنشین و نزدیک حمامی جا میگرفتند و شهروندان عادی دورتر مینشستند. در میانه سالن و درست روبهروی راهرویی که به بخش گرم حمام میرفت، حوض بزرگی از آب سرد قرار داشت؛ جایی برای فرو بردن پاها پیش و پس از استحمام، تا بدن کمکم با تغییر دما سازگار شود و گذر از یک فضا به فضای دیگر، ناگهانی نباشد.
گرمخانه حمام بازار تسوج | حوضچههای آب گرم و رسمهای اجتماعی
پس از سربینه، دالانی تنگ و باریک شما را به محوطه اصلی میرساند؛ گذرگاهی که عمداً اینگونه ساخته شده بود تا گرمای حمام هدر نرود. در گرمخانه، هوا بسیار گرم بود و حمامکنندگان—در دورهای که خزینه برچیده شده بود—گرداگرد حوضچههای کوچکِ آب گرم مینشستند و به شستوشو مشغول میشدند. در همین فضا، یکی از رفتارهای اجتماعی جالب شکل میگرفت؛ رسمی که بعدها به ضربالمثل هم راه یافت: وقتی تازهواردی مینشست، افراد داخل حمام با «مشکَفه» (کاسه مسی یا برنزی برای برداشتن آب) کمی آب بر سر و روی او میریختند؛ خوشامدی کمخرج اما پرمعنا، برای شروع گفتگو و رفاقت. چون این مهربانی هزینهای نداشت، کمکم تعبیر «با آب حمام برای خود دوست و همکار گزیدن» در زبان مردم جا افتاد و هنوز هم در محاورات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی شنیده میشود.
نمرهها و دوشها در حمام بزرگ بازار تسوج | پایان استحمام و پذیرایی حمامی
آخرین پرده حمام بزرگ بازار تسوج به نمرهها و دوشها اختصاص داشت؛ جایی که افراد پس از شستوشوی کامل، با گذر از چند پله دیگر وارد میشدند و در فضای اختصاصی، لباس زیر را عوض میکردند و با حولههای تمیز یا لنگ، تن را خشک میکردند. سپس دوباره به بخش تعویض لباس بازمیگشتند؛ و آنجا حمامی با نوشیدنی خنک یا چای—و در دورههای بعد با دوغ و نوشابه—به استقبال میآمد و با جملههایی مثل «عافیت باشد و صحت وجود» بدرقهتان میکرد؛ انگار حمام بازار تسوج فقط جایی برای شستن تن نبود، بلکه آیینی کامل برای بازگشت آرام به زندگی روزمره هم به شمار میآمد.
افول حمام بازار تسوج در استان آذربایجان شرقی شهرستان شبستر
پایان رونق حمام بازار تسوج از اواسط دهه هفتاد رقم خورد؛ زمانی که این گرمابه آرامآرام از رفتوآمد افتاد و درهایش بسته ماند. ناتوانی سهامداران و مالکان در اداره و نگهداری بنا، همراه با هزینههای سنگین سوخت، آب و رسیدگیهای دورهای، باعث شد حمامی که زمانی بخشی از تپش زندگی روزمره شهر تسوج در شهرستان شبسترِ استان آذربایجان شرقی بود، به سکوت و تعطیلی برسد.
آسیبهای تعطیلی حمام بازار تسوج و باقیماندن گنبدها
وقتی چراغ حمام بازار تسوج خاموش شد، فرسودگی هم فرصت پیدا کرد تا خودش را نشان بدهد؛ بخشی از دیوارها آسیب دید و بنا بخشی از اعتبار و شکوه پیشینش را از دست داد. با این حال، دو گنبد بزرگ حمام که همسطح خیابان اصلی شهر بودند، همچنان خودنمایی میکردند و مثل نشانههایی از گذشته، به رهگذران یادآوری میکردند که زیر این پوسته خاموش، تاریخِ زندهای نهفته است.
وعده تبدیل حمام بازار تسوج به موزه شهر
در ادامه، سازمان میراث فرهنگی ارزش تاریخی حمام بازار تسوج را تأیید کرد و پیشنهاد تبدیل آن به «موزه شهر» مطرح شد؛ ایدهای که میتوانست این بنای خاموش را دوباره به قلب فرهنگی تسوج در شهرستان شبستر تبدیل کند، اما این وعدهها به نتیجه نرسید و روند احیا، آنطور که مردم انتظار داشتند، پیش نرفت.
مرمتهای انجامشده در حمام بازار تسوج از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۶
با وجود تحققنیافتن مرمت دائمی، در سال ۱۳۹۰ گنبدهای بزرگ و بیرونی حمام بازار تسوج تعمیر شد تا دستکم از شتاب تخریب جلوگیری شود. سپس در بهمن ۱۳۹۱ مرمت بخشهایی مانند گنبدها، بینه و سربینه، طاق گهوارهای قنات، نمای جنوبی و فضاهای شرقی حمام به پایان رسید و در سال ۱۳۹۶ نیز با پیگیریهای مستمر مسئولان و با تخصیص اعتبارات لازم، فاز دوم مرمت و بازسازی با همکاری میراث فرهنگی و شهرداری تسوج آغاز شد.
مطالبه شهروندان تسوج برای راهاندازی موزه شهر در حمام بازار
مطالبه عمومی شهروندان تسوج این است که حمام بازار تسوج با احیا و نوسازی، هم نوستالژی سالهای دور را زنده نگه دارد و هم به یک سایت فرهنگی و تاریخی تبدیل شود؛ فضایی که در آن آثار قدیمی و اشیای تاریخی شهر و منطقه گردآوری شود و به عنوان موزهای ارزشمند، در معرض دید مردم و گردشگران قرار گیرد.
اهدای اسناد و اشیای تاریخی به موزه شهر تسوج
بسیاری از شهروندان آمادگی خود را برای اهدای اشیای تاریخی و اسناد قدیمی شخصی و خانوادگی اعلام کردهاند؛ چیزهایی که گاه در پستوها خاک خورده و در حال نابودی است. روشن است اگر مرمت بنا تکمیل شود و موزه شهر در حمام بازار تسوج راهاندازی گردد، مجموعهای از آثار و اسناد ارزشمند میتواند زینتبخش این موزه شود و گذشته تسوج در شهرستان شبسترِ استان آذربایجان شرقی را دوباره پیش چشم امروز بنشاند.
۰ نظر