معرفی روستای سرتخت در دهستان حر
روستای سرتخت از روستاهای دهستان حر در بخش دینورِ شهرستان صحنه، استان کرمانشاه است؛ آبادیای کوهستانی که بافت فیزیکیِ متمرکز آن از همان بدو ورود، حس یک روستای جمعوجور و همدل را منتقل میکند. مسیر دسترسی روستا تا مرکز بخش (میانراهان) حدود ۳۸ کیلومتر و تا مرکز شهرستان (شهر صحنه) نزدیک به ۶۰ کیلومتر است و طبق اطلاعات محلی، این مسیر بهصورت کامل آسفالت شده است.
موقعیت طبیعی و جایگاه جغرافیایی روستا
سرتخت در طول شرقی ۴۷ درجه و ۱۰ دقیقه و عرض شمالی ۳۴ درجه و ۴۷ دقیقه قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۰۳۰ متر گزارش شده است. از شمال به کوه حوله میرسد و از جنوب، پس از حدود ۲ کیلومتر و عبور از زمینهای کشاورزی و باغات، به کوه شیخ میرزا نزدیک میشود و از غرب نیز به کوه باباگرگر محدود است؛ همین حلقه کوهها، به روستا چهرهای سردسیر و کوهپایهای داده و چشماندازهای طبیعی آن را شکل داده است.
همسایههای سرتخت؛ روستاهایی در پیرامون
در اطراف سرتخت، چند روستا بهعنوان همسایههای شناختهشده یاد میشوند: روستای سهقولان در شمال، روستای قلعهلان در غرب و روستای سنگ سفید در شرق. این همسایگیها، مسیرهای رفتوآمد محلی و پیوندهای اجتماعی و اقتصادی را در منطقه پررنگتر کرده است.
تاریخچه روستای سرتخت؛ روایتهای شفاهی از دوره صفویه
درباره پیدایش و شکلگیری روستای سرتخت، منبع مکتوب مشخصی در دست نیست، اما روایت بزرگان روستا، زمان شکلگیری را به دوره صفویه و حدود ۳۰۰ سال پیش نسبت میدهد. بنا بر همین روایتها، گروهی از مردم شهر زور (در عراق کنونی) به این ناحیه کوچ میکنند و چند خانوار از آنان، همراه با افرادی از ایل کلیایی، ابتدا به روستای سربرزه میآیند و سپس در سرتخت ساکن میشوند و روستا در موقعیت کنونی، آرامآرام قوام میگیرد.
وجه تسمیه سرتخت؛ نامی برخاسته از جغرافیا
برای نام «سرتخت» نیز منبع مکتوبی ذکر نشده، اما برداشت محلی این است که وجود زمینی نسبتاً هموار در ارتفاعات غربِ اطراف روستا، دلیل این نامگذاری بوده است؛ گویی این تختِ طبیعی در بلندیها، نام خود را به روستا بخشیده و در گذر زمان ماندگار شده است.
ویژگیهای فرهنگی؛ زبان کردی و آیینهای مذهبی
اهالی روستای سرتخت به زبان کردی با لهجه کلیایی سخن میگویند و پیرو مذهب شیعه دوازده امامی هستند. مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا و روزهای محرم در روستا با حضور گسترده اهالی برگزار میشود و همین آیینها، یکی از کانونهای اصلی همبستگی اجتماعی در سرتخت به شمار میآید.
سبک زندگی و تغییرات اجتماعی در سالهای اخیر
به گفته اهالی، حدود بیست سال پیش و پیش از برقرسانی، فضای شبهای روستا حالوهوای متفاوتی داشت؛ کودکان و نوجوانان بیشتر با بازیهای محلی سرگرم میشدند، اما امروز فوتبال جای بسیاری از آن بازیها را گرفته است. در گذشته، بعد از کار روزانه، شبنشینیها، دیدوبازدیدهای شبانه، قصهها، پندها، خاطرات و مثلهای قدیمی، روستا را گرم نگه میداشت؛ حالا با تغییر سبک زندگی، بخشی از آن دورهمیها کمرنگ شده و برنامههای تلویزیونی جای بیشتری در شبهای روستا پیدا کرده است.
اقتصاد روستا؛ کشاورزی، دامداری و باغداری
الگوی غالب فعالیت اقتصادی در روستای سرتخت، کشاورزی است که در سه شاخه زراعت، دامداری و دامپروری، و باغداری انجام میشود. طبق آمار جهاد کشاورزی شهرستان صحنه، مجموع زمینهای زراعی روستا ۲۴۲ هکتار است که ۱۶۷ هکتار آن دیم و ۷۵ هکتار آن آبی گزارش شده و در میان کشتهای دیم، گندم و جو سهم برجستهتری دارند و وجه غالب زراعت روستا، گندم دیم عنوان شده است.
دامداری و دامپروری؛ ستون دوم معیشت
دامداری و دامپروری نیز در سرتخت رایج است و آمار ارائهشده شامل حدود ۱۱۸۵ رأس گوسفند و بز، ۷۵ رأس گاو و گوساله و ۲۰۰ قطعه مرغ و خروس است؛ بنابراین پرورش گوسفند و بز، ستون اصلی دامداری روستا به حساب میآید و در کنار زراعت، معیشت خانوارها را پشتیبانی میکند.
باغداری سرتخت؛ سیب و انگور در صدر محصولات
در روستا ۲۷۳ هکتار باغ گزارش شده که ۲۶۵ هکتار آن آبی و ۸ هکتار آن دیم است. بر اساس دادههای محلی، حدود ۸۵ درصد باغها به انگور و سیب اختصاص دارد و ۱۵ درصد باقیمانده به محصولاتی مانند گردو، هلو و دیگر اقلام باغی مربوط میشود؛ در نتیجه، سیب و انگور را میتوان مهمترین محصولات باغی سرتخت دانست.
جمعبندی؛ سرتخت، روستایی با هویت کوهستانی و ریشهدار
روستای سرتخت در استان کرمانشاه و شهرستان صحنه، با جغرافیای کوهستانی، روایتهای تاریخی پیوسته به صفویه، فرهنگ کردیِ کلیایی و اقتصاد متکی بر زراعت دیم، دامداری و باغداری، تصویری روشن از یک روستای ریشهدار در پهنه دینور ارائه میدهد؛ جایی که طبیعت و تاریخ و معیشت، در کنار هم یک روایت واحد میسازند.
ترکیب خانوارها و الگوی اشتغال
بر پایه تحقیقات میدانی و گفتههای اهالی، در همین روستا از توابع شهرستان بردسیر در استان کرمان، حدود ۱۵ خانوار «خوشنشین» هستند و بیشتر به کارهای غیرکشاورزی مانند کارگری روی آوردهاند؛ در کنار آنها ۱۵ خانوار باغدار فعالیت میکنند و حدود ۸۵ خانوار نیز بهصورت مشترک، ترکیبی از دامداری و دامپروری و باغداری و زراعت را پیش میبرند؛ الگویی که نشان میدهد معیشت روستا بر چند پایه استوار مانده و خانوادهها برای گذران زندگی، کارها را در هم آمیختهاند.
سطح سواد و فاصله آموزشی زنان و مردان
از میان باسوادان روستا، حدود ۸۵٪ در حد دوره ابتدایی و ۱۲٪ در حد راهنمایی (متوسطه اول) تحصیل کردهاند؛ آماری که به زبان ساده از پایین بودن سطح سواد عمومی در روستا خبر میدهد. سهم زنان باسواد نیز کمی بیش از ۲۱٪ از کل باسوادان روستاست و همین اختلاف، فاصله محسوس میان زنان و مردان را در دسترسی به آموزش و ادامه تحصیل نشان میدهد.
نرخ باسوادی و مقایسه با شهرستان
با در نظر گرفتن جمعیت ۵۰۰ نفریِ بالای شش سال روستا، درصد باسوادی کل ۶۹٫۸٪ برآورد شده است؛ رقمی که در مقایسه با میانگین شهرستان بردسیر (۷۶٫۵۶٪) پایینتر قرار میگیرد و بهخوبی نشان میدهد مسیر ارتقای آموزش در روستا هنوز به تقویت زیرساختها و انگیزهبخشی ادامهدار نیاز دارد.

۰ نظر