سنگنگاره پیروزی بهرام دوم در نقش رستم
سنگنگاره پیروزی بهرام دوم، یادگاری باشکوه از روزگار ساسانیان، در دل مجموعه تاریخی نقش رستم و درست زیر آرامگاه داریوش بزرگ قرار گرفته است. این اثر که ساخت آن را به حدود ۲۸۵ میلادی نسبت میدهند، از دو سنگتراشی بزرگ تشکیل شده که هر دو صحنههایی از نبرد شاهان سوارکار را به تصویر میکشند؛ صحنههایی پرهیجان که در آن پادشاه، دشمنان خود را به خاک افکنده و شکوه قدرت ساسانی را بر سینه کوه جاودانه کرده است. نقش بالایی با اطمینان به بهرام دوم نسبت داده میشود و درباره نقش پایینی نیز بیشتر پژوهشگران آن را به همین پادشاه مربوط میدانند.
نقش رستم؛ حافظه زنده سه دوره ایران باستان
نقش رستم در روستای زنگیآباد، در شمال شهرستان مرودشتِ استان فارس، از ارزشمندترین محوطههای تاریخی ایران به شمار میآید؛ جایی که ردپای سه دوره مهم از تاریخ ایران باستان را میتوان در کنار هم دید. از نقوش ایلامی گرفته تا آرامگاه شاهان هخامنشی و سپس سنگنگارههای باشکوه ساسانی، همه در این مجموعه گرد هم آمدهاند و تصویری زنده از تداوم تاریخ و شکوه فرمانرواییهای کهن ایران را پیش چشم میگذارند.
آرامگاههای هخامنشی و یادگارهای ساسانی
در این مجموعه، آرامگاههای خشایارشا، داریوش اول، اردشیر اول و داریوش دوم به ترتیب از چپ به راست در سینه کوه جای گرفتهاند. روبهروی این آرامگاهها نیز بنای مکعبشکل و رازآلود کعبه زرتشت قرار دارد که آن هم به دوره هخامنشی تعلق دارد. ساسانیان که از سرزمین پارس برخاسته بودند، با دلبستگی به زادگاه خود، رویدادهای مهمی چون تاجگذاری، پیروزی در نبرد و نمایش اقتدار شاهی را در دامنه این کوه به سنگ سپردند و آثاری مانند نقش برجسته ناتمام تاجگذاری نرسه، پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم، آذرنرسه یا شاپور دوم، بهرام دوم و اردشیر اول را در این محوطه بر جای گذاشتند.
روایت نبرد در سنگنگاره بالایی
در گذشته، این مکان با نامهایی چون سهگنبدان، دوگنبدان، کوه حاجیآباد، کوه استخر و کوه نِفِشت شناخته میشد. گفته میشود نام نقش رستم زمانی بر اینجا گذاشته شد که مردم، میان رستمِ شاهنامه و این تصویرهای نیرومند سنگی پیوندی خیالانگیز برقرار کردند. در نقش بالایی سنگنگاره پیروزی بهرام دوم که حدود ۷ متر طول و ۳ متر ارتفاع دارد، شاه در سمت چپ ایستاده و نشانههای پرچم در پشت او دیده میشود. او با جامهای آراسته و پرشکوه، نیزهای بلند را به سوی سینه یا گردن دشمن اسبسوار خود نشانه رفته است. سر دشمن به عقب برگشته، چنانکه گویی ضربه نیزه او را از پا انداخته، و در زیر پای راست اسب شاه نیز پیکر دشمنی دیگر دیده میشود که بیجان بر زمین افتاده است.
نقش پایینی و تردید در انتساب آن
در بخش پایین و متصل به همین نگاره، نقش دیگری به طول ۶٫۷۰ متر و عرض ۲٫۳۵ متر تراشیده شده که از نظر ترکیب و موضوع، پیوندی آشکار با صحنه بالایی دارد. به همین دلیل، این بخش را نیز معمولاً به بهرام دوم نسبت میدهند. با این حال، برخی پژوهشگران مانند اشمیت احتمال دادهاند که نقش پایینی به بهرام سوم تعلق داشته باشد؛ شاهزادهای که تنها چهار ماه سلطنت کرد. استدلال او این است که چهره اصلی این نگاره، جوانی بیریش است و نشانی روشن از تاج شاهی یا دیگر نمادهای سلطنتی در او دیده نمیشود، هرچند پوشش او وابستگیاش به خاندان پادشاهی را نشان میدهد. از سوی دیگر، همزمانی ساخت هر دو نگاره در دوره فرمانروایی بهرام دوم، این احتمال را نیز تقویت میکند که نقش پایینی تصویر ولیعهد او باشد.

۰ نظر